داستان سکس فریبرز با خواهرزن

0 views
0%

داستان سکس فریبرز با خواهرزن من اسمم فريبرز است و الان حدود 33 سال دارم. من حدود چهار سالي است كه ازدواج كرده ام و با پدر زنم از چند سال پيش دوست بودم و از همان روزهاي اول رابطه مان خيلي صميمي بود هم با اون و هم با خانواده اش. تو اين 4 سال اتفاقات زيادي برام افتاد كه هركدامش جالب براي تعريف ولي ماجرا از اينجا شروع شد كه درست 3 ماه بعد از ازدواج ما خواهر زنم هم با پسر عموش ازدواج كرد. در ضمن زنم دو تا خواهر داره كه يكي اش حدوداً 3سال از زنم كوچكتره و اسمش نسرين و اون يكي نسترن كه حدوداً 7سالي كوچكتره. اونها خيلي با من راحت هستند هميشه جلوي من با تاپ و شلوارك مي گردند و به قول خودشون من رو محرم مي دونند. ماجرا از اونجا شروع شد كه بعد از ازدواج نسرين با پسر عموش كه اسمش جعفر بود مجبور شدن بخاطر كار آقا جعفر كه توي جاده چالوس تو يه شركت حفاري كار مي كرد و فقط آخر هفته ها (5شنبه و جمعه) به خانه مي اومد توي خونه پدر زنم زندگي كنند. پدر زنم به اونها يك اتاق داد و همونجا 2 سال زندگي كردند. توي اين مدت نسرين هم براي اينكه بتونه پولي دست و پا كنه تو يه شركت كامپيوتري نزديك پارك ساعي بعنوان اپراتور مشغول كار شد.

From:
Date: September 28, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *